خرید بک لینک
موقع برگشت به شهرم، سمت چپ من یه صندلی دو نفره ای بود که دختر و پسری جوون بودن که مشخص بود تازه عقد کردن. توو طول مسیر طولانی، مدام دستشون توو دست هم بود و جمله هایی که میگفتن با وجود اینکه تُن صدای بالایی داشتند اما متوجه نمیشدم. شایدم دلمم نمیخاست بفهمم چی میگن! ولی خواسته یا ناخواسته چشمم به س

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 7:17

وقتی که برای وفای بعهدش 365 روز صبر کردم وقتی برای جبران ان روز 365 روز صبر کرده است + امشب میان دعای صد بند این دلم صد تکه بودُ ریختی تر شد... وقتی ترا صاحب ان خانه دیدُ میانمان فاصله ای نبود. نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ساعت 4:27 جنون انگشتانِ کتایون|

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 7:17

در عصری که عشق مجهول ترین واژه ی بشیریت است، من عاشقانه زندگی میکنم به پای او خیلی کم آوردم حرف امروزم: انتخابات کثیفِ لعنتی نوشته شده در سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 1:38 جنون انگشتانِ کتایون|

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

خودمو اونو + عاقبت ابرها کنار روند و حقیقت بر ملا شود. و بدا با حال ان مردمی که حقیقت را پنهان، و بدا به حال ان مردم که دروغ را تکثیر کرده اند، و بدا به حال ان مردمی که این دروغ را ندیده باور کردند. شنبه / ..................................................................................

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

خدا رو شکر اونی شد ک تلاش کردم اونی شد که تو خواستی. + علیم شهریار شهرم شد بعدا نوشت / قشنگ ترین سکانس اون لحظه ای بود ک ساعت شده بود 4 بامداد و من از فرمانداری با دست پر اومدم بیرون و بین هواداراش اعلام کردم نتیجه ی انتخاب مردم رو. نتیجه ی انتخاب درست مردم فهیم شهرم که از بین کاندیدای م

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

بهار آمد و تا به خردادش نرسم هوای بهارانه اش را باور ندارم. بهار آمد تا بگوید دلبرانگی چگونه است ، و خرداد با همه ی زیبای اش، این فصل بی حد و وصف را به بالاترین حد می رساند.... تولد دو دوست، دو همراه، و دو عزیزِ همیشه مهربان این سرا، مارال و اوای عزیزم ، دو هم ماه، دو همکار رو بهشون تبریک می

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

تولدی دیگر و اینبار تولد ریحانِ مهربان من بهار که می آید، ناز و عشوه گریش به قدوم ماه خرداد است، خرداد که نباشد، بهار زیبایی نخواهد داشت و خوشا به زاده های این ماه... ریحان عزیزم، دوست خوب و همدرد من، برات در این سرای آرامم که پاک ترین سرا و مقدس ترین سراس، و درش یک عشق پاک رو 5 سال بزرگ

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

تصمیم شبانه ی من و صبحی که چشمم به گنبد طلا افتاد.... یهو تصمیم گرفتم برم. از این همه آزار و اذیت و خستگی، برم. هرگز ادمی نبودم ک از مشکلات فرار کنم ایستادمو همیشه حلش کردم. اما دیگه توانی نداشتم. این شد که حرکت کردم خودمو این دلُ دادمش به آقا. خیلی حس و حال خوبی بوده که با یکی از دوست

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

همیشه میگم، وقتی میون اون همه مشکلات و غیر ممکن بودن یکی شدنتون، خبر ازدواجت رو بهم دادی، فهمیدم خدا حواسش ب دل های پاک هست. به عشق های دو طرفه ی ناب. و این خبر یکی از بهترین خبرهای زندگیم بوده. برات در این روز ، ک متعلق به خودته، آرزوی بهترین زندگی در کنار عشق زندگیت دارم. امیدوارم سال بعد، یه

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

تقویم می گوید امروز هجدهم بود! اما واقعیت می گوید محال است کتایون تولدانه ای نداشته باشد! در این سرا، در عالم واقعیت! در عالم مجازی! به رسم تقویم، تولدم مبارک... + مرسی از دوستایی که بام تماس گرفتن، پیام دادن و هدیه فرستادن. برام فقط این مهم بوده که بدونین 18 خرداد مالِ کتایونه... مرسی از

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

کتایونم، با همان ماندگاری، با همان جنون احساس و شرح تاوان عاشقی و اینجا سرائیست که شرح واقعه دو انسان را به تصویر میکشد. وقایعی از تاریخ دو جوان، که روزگار با بی رحمی تمام آن ها را از هم فرسنگ ها دور میسازدُ ظلم میکند. و این عشق است که همیشه نجات می دهد و بهانه های جدیدی برای ادامه مهیا می سازد.قوان

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

گاهی از صبورانه بودن بیش از حدم، لجم میگیرد. از این که شاهد ظلم در حق خویشم، شاهد ناسپاسی، و باز هم لبخند میزنم و به سادگی فراموش میکنم و چشم میبندم و از نو می گویم" سلام" ، لجم میگیرد. از اینکه خوب بودن را خوب بلدم و بدی کردن را حتی تمرین هم نمی کنم، لجم میگیرد. از اینکه بی دلیل میگذرم لجم م

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:09

صفحه بندی